بازسازی الگوریتمی هویت ایرانی؛ آیندهپژوهی هوش مصنوعی در فرهنگ ارتباطی ایران
Artikel in der Presse, Akzeptiertes Manuskript, Online verfügbar unter 03 August 2026
https://doi.org/10.22034/spektrum.2026.592954.1077
طاهره جهان پرور
Abstrakt هدف: همآیندی هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء نه صرفاً تحولی فناورانه، بلکه پدیدهای فرهنگیارتباطی عمیق است که الگوریتمها را به عاملانی غیرانسانی با عاملیت فعال در بازتعریف هنجارها و هویتهای اجتماعی تبدیل کرده است. در ایران با پیشینهی تمدنی کهن، فرهنگ غنی مبتنی بر ارزشهای ایرانیاسلامی و ساختار اجتماعی جمعگرایانه، این مسئله ابعادی مضاعف و پیچیدهتر مییابد. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی فرایند بازسازی الگوریتمی هویت ایرانی در عصر همآیندی هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء و ترسیم سناریوهای بدیل آینده است. سؤال اصلی پژوهش آن است که الگوریتمهای هوشمند و اشیاء متصل، هویت و هنجارهای فرهنگیارتباطی ایرانیان را چگونه و به کدام سو بازتعریف میکنند؟
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روششناسی آیندهپژوهانه انجام شد. در گام نخست، با بهکارگیری تکنیک پویش محیطی، سوگیریهای فرهنگیِ نهفته در الگوریتمهای سکوهای پرمصرف ایرانی شامل اسنپ، دیوار و روبیکا استخراج و تحلیل گردید. در گام بعدی، با استفاده از روش تحلیل لایهای علتها و ماتریس عدم قطعیتهای بحرانی، سناریوهای محتمل برای افق ۱۴۲۰ (۲۰۴۱ میلادی) تدوین شد.
یافتهها: سه سناریوی متمایز شناسایی شد: ۱) «استحالهی خاموش» که در آن بازتعریف الگوریتمی هنجارها بدون مقاومت مؤثر جامعه تسریع میشود؛ ۲) «بازدارندگی بومی» که مبتنی بر تولید الگوریتمهای همسو با ارزشهای ایرانیاسلامی و اولویتهای فرهنگی بومی است؛ و ۳) «دوسوگرایی شیزوفرنیک» که به وضعیتی اشاره دارد که افراد بهطور همزمان در دو جهان ارزشی متعارض زیسته و دچار بحران هویت میشوند. شواهد و روندهای کنونی نشان میدهد که جامعهی ایران بیشتر به سمت سناریوی سوم در حال حرکت است.
نتیجهگیری: یافتهها حاکی از آن است که گذار از «حکمرانی محتوامحور» به «حکمرانی الگوریتمی هوشمند» ضرورتی اجتنابناپذیر و فوری است. سرمایهگذاری راهبردی در توسعهی هوش مصنوعی اخلاقیِ بومی و آموزش فراگیر سواد الگوریتمی انتقادی به عنوان کلیدیترین راهبردهای سیاستی برای مدیریت این گذار پیشنهاد میشود.
